فیلم سینمایی «کیمیا و خاک» ـ 8 بهمن ماه ـ در سینمای مطبوعات و رسانهها به نمایش درآمد و پس از آن با حضور عباس رافعی ـ کارگردان ـ، نازنین مفخم ـ تدوینگر ـ، آزیتا حاجیان و امیرمحمد زند ـ بازیگران ـ ، فهیمه شجاعی ـ صداگذار ـ ، مرتضی متولی ـ مدیر تولید ـ، بهرام صحیحی ـ فیلمنامهنویس و برنامهریز ـ و طهماسب صلحجو ـ منتقد ـ مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای این جلسه رافعی نام «کیمیا و خاک» را برگرفته از شعری از حافظ دانست و گفت: ساخت فیلم درباره سالهای دهه 50 به مراتب مشکلتر از پرداخت به صدر اسلام یا دوران قاجار است. چراکه درباره این سالها تصور عینیای وجود دارد. ما یک خیابان را با خشت و گل نشان میدهیم اما خیابانهایی که از آن زمان در یاد داریم و حسی نوستالژیک نسبت به آنها احساس میکنیم با آن تا حدی متفاوت است و بسیار دشوار است که معماری آن دوره را باورپذیر کنیم. آنهم در شرایطی که سالبهسال شکل کوچهها و خیابانها و حتی نوع رفتار مردم تغییر میکند.
وی در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به سوالی که جویای علت فیلمسازی او پس از ساخت چندین فیلم ناموفق شده بود و او را عضو احتمالی ارگانهای سینمایی خوانده بود با طنز عنوان کرد: متأسفانه عضو ارگان خاصی نیستم، فیلم قبلی بنده «آفتاب بر همه یکسان میتابد» در ایران امکان اکران پیدا نکرد اما در خارج از ایران توانست نمایشهای مختلف داشته باشد و جوایز متعددی را به خود اختصاص دهد. «پروانهای در باد» فیلم قبلی من هم فروش خوبی داشت و بیشترین جوایز فنی سال سینمای ایران متعلق به این اثر بود، حتی فیلم اول من با اسم «راز مینا» که در سال 75 ساخته شد، هم جزء 10 فیلم پرفروش سال بود.

این کارگردان در بخش دیگری از این نشست به بحث برروی روایت تاریخی این فیلم پرداخت و گفت: ما برای روایت تاریخی سال 57 فیلم نساختهایم بلکه برای عبرت تاریخی فیلم میسازیم. برای تماشاچی امروز باید به گونهای فیلم ساخت که او خود را در آینهی فیلم ببیند. اکنون هم اگر ما بخواهیم فیلمی بسازیم که مخاطب تنها سال 57 را در آن ببیند، هیچکار مهمی انجام ندادهایم. مهم این است که اگر راجعبه زمانهای گذشته فیلمی تاریخی میسازیم اثر ما برای مخاطب امروز و 50 سال بعد هم قابل استفاده باشد. به هرحال روابط انسانی هیچگاه کهنه نمیشوند اما موارد تاریخی به دست فراموشی سپرده میشوند. به همین دلیل رویکرد ما در این فیلم تنها به مسایل تاریخی نبوده و تا حد زیادی روابط انسانها را مورد توجه قرار دادهایم.

رافعی در پایان صحبتهای خود با اشاره به روایت غیرخطی این داستان عنوان کرد: ما با توجه به فیلمهای روز دنیا مانند «21 گرم» و غیره که مردم آنها را میبینند و شیفته آنها هستند سعی کردیم روایتی متقاطع را به مخاطب نشان دهیم و بگوییم که تنها درگیر ماجرا نشوند و شخصیتها را مورد بررسی و توجه بیشتری قرار دهند.
نازنین مفخم تدوینگر این فیلم هم در این نشست عنوان کرد: فضای روانی 30 سال پیش برای ما از اهمیت ویژهای برخوردار بود، امروز اگر به جوانان درباره انقلاب چیزی بگوییم اکثر آنها فکر میکنند که جمعیتی میلیونی در خیابانها بوده است اما ما که در آن سالها زندگی میکردیم شاهد بودیم که گاه شاید تنها 10 نفر در خیابان حضور داشتند و راهپیمایی و اعتراض میکردند. ما در فیلم هم باید مواردی را بگوییم که باورپذیر باشد.
وی در ادامه در پاسخ به سوالی که درباره جنبههای مستند این کار مطرح شده بود، اظهار کرد: مستندبودن در این نوع فیلمها امر مهمی نیست. شاید ما اگر فیلمهای زندهیاد حاتمی را هم ببینیم هیچچیز آنها شبیه به واقعیت آن دوران نباشد، لذا فکر میکنم اگر دوستان مطبوعاتی کمی در ماجرا عمیقتر شوند و روابط آن سالها را در نظر بگیرند بهتر باشد. ما هم در این فیلم ترجیح دادهایم که راجعبه روابط انسانها صحبت کنیم. این فیلم روایتی از جامعهای است که حرکتی را انجام میدهد که قبل و بعد از آن این حرکت تجربه نشده است.

آزیتا حاجیان بازیگر این فیلم نیز دربارهی باورپذیری این فیلم نیز گفت: اگر میخواستیم فضای این فیلم کاملا قابل باور باشد، لازم بود که برخی زنهای این فیلم حجاب نمیداشتند تا تفاوت فرد انقلابی با غیرانقلابی از نظر پوشش هم مشخص شود، اما بههرحال امکان چنین کاری را نداشتیم و در این شرایط ما باید باور فضا را از کجا آغاز میکردیم.
منبع-وب 30nema