كيميايي ديگر نميتواند خود را در دوران اوجش بازتوليد كند. چرا كه پيشتر خود را در آیينه معوج مجيزگويانش ميبيند .
شفاف ـ محمد تاجیک : بهزاد عشقي از منتقدان مشهور سینما به تازگی باانتشار یادداشتی انتقادات شدیدی از فیلم جدید کیمیایی ومنتقدان حامی و شیفته او مطرح کرده است .
عشقی نوشته است : فيلمهاي مسعود كيميايي در سالهاي اخير صاحب مولفههاي ويژه و تكرارشوندهاي شده است. به گونهاي كه بدون امضاي كارگردان نيز آثارش براي اهل فن قابل تشخيص است. يك داستانك شبهپليسي، چند صحنه اكشن، مقداري شعار و خطابه، چند بازيگر قديمي و نامي، چند ستاره جوان و خوشچهره و البته فرزند كارگردان نيز همچون نگيني در ميان جمع قرار ميگيرد.
/همسایه ها یاری کنید تا پولاد بدرخشد/
این منتقد سینما در ادامه نوشته :در واقع قديميهاي خوشسابقه و نوآمدگان جذاب، فقط ميبايد كمك كنند تا پولاد ديده شود و بدرخشد و آيا واقعا ميدرخشد؟ البته هيچكس از اين فيلم سردر نميآورد و متوجه نميشود كه داستان از كجا شروع شده و به كجا ختم ميشود و اصولا فيلمساز چه ميخواسته بگويد و دغدغهاش چيست.
/منتقدان دلداده کیمیایی/
بهزاد عشقی می افزاید : اينها البته مهم نيست و ياران به كمك ميآيند و براي فيلمهايي كه تا حدي بيمعنايي سردرگماند، معناتراشي ميكنند. چون كيميايي دلدادگاني دارد كه نامشان منتقد فيلم است. اين دلدادگان نقد را با نامههاي عاشقانه خلط ميكنند و تمام آثار فيلمساز محبوبشان را بيقيد و شرط مورد ستايش قرار ميدهند. تازه جدا از نقد، نقش روابط عمومي و باديگارد فيلمساز را نيز بازي ميكنند و در مقابل منتقدان مستقل موضع ميگيرند و نقدهاي مخالف را برنميتابند و مورد سرزنش قرار ميدهند.
/فیلمهای کیمیایی فراموش می شوند/
این منتقدسینما درادامه می نویسد : البته مخالفان نيز ديگر خسته شدهاند و معمولا وارد بازي كيميايي و دلدادگانش نميشوند. ديگر صداي رسايي چون صداي استاد كاوسي شنيده نميشود كه به سهم خود ايجاد ترديد كند و دريچه تازهاي به سوي فيلمهاي كيميايي بگشايد. فيلمها به همين نام كارگردان و حضور ستارگان و آوازهگريهاي رسانهاي البته دخل و خرج ميكنند. اما اين فيلمها پس از اكران به فراموشي سپرده ميشوند و ديگر نميتوانند همچون قيصر و گوزنها به خاطره جمعي چند نسل بدل شوند.
/آیینه معوج مجیز گویان کیمیایی/
به اعتقاد این منتقد : كيميايي ديگر نميتواند خود را در دوران اوجش بازتوليد كند. چرا كه پيشتر خود را در آیينه معوج مجيزگويانش ميبيند و از نگريستن چهره واقعي خود در آیينه نقدهاي مستقل خودداري ميكند. درواقع منتقدان مجيزگو، نقش سانچوپانزا را بازي ميكنند و كيميايي را همچون دنكيشوت در هم فرو ميبرند. حالا همان عده ندا در ميدهند كه كيميايي با محاكمه در خيابان پوست عوض كرده است و مدرن شده است و مردان ناموسپرست خود را به روز كرده است. آيا واقعاً چنين است؟
/کیمیایی سالهاست در قیصر در جا می زند/
این منتقد در پایان مطلب خود می نویسد :از نظر پرداخت فيلمنامه و اجراي سينمايي نيز، كيميايي كوچكترين تغييري نكرده است و همان معايب قبلي را دوباره مكرر ميكند. باز هم قصهاي نقل ميكند كه فاقد منطق است، آدمهايي ميپرورد كه فقط با شعارگويي و كلمات قصار خود را تعريف ميكنند. آدمهايي يكبعدي كه منش فردي ندارند و فقط با زبان كيميايي سخن ميگويند. كيميايي سالها است كه در قيصر درجا ميزند و حتي از آن فيلم نيز جا مانده است و به نظرم اين جفا را مريدانش در حقش روا داشتهاند. اما به باور من كيميايي هنوز تمام نشده است و كاش در پرده آخر بازي بالاخره به خود بيايد و شاهكارش را بيافريند. آيا ميتواند؟
منبع-شفاف